محمد حسن خان اعتماد السلطنه

884

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

من الشمس است كه از كمال بىدولتى و گمراهى كاروبار آن طايفه به كجا خواهد رسيد اگر به عهد و پيمان كه مسطور مكتوبست خلل راه نيافته آن طايفه را به درگاه عالى ما فرستد ، چون داعيهء ضمير منير فيض مآثر بر آن مصروف و معطوفست كه عقد يگانگى منظور بوده خلل و نقصان به ميان آن راه نيابد ولايت سمنان كه ابتداء ملك خراسانست و هرساله اين رفت‌وآمد از جانبين به سخن غرض خواهان واقع مىشود به اينجانب گذارند و حكم كنند كه گماشتگان ايشان و متوطنين آن ديار بىآنكه جمعى به قتل رسند در آن ديار دخل نكنند و ملك عراق را بىآنكه كسى را اراده تسخير بوده باشد متصرّف شوند تا باعث رفاهيّت و امنيّت كافهء عباد اللّه گردد مابقى حالات را نور على بيگ به عرض اولياى دولت خواهد رسانيد . « 1 » جواب نامهء شاه عبّاس به عبد المؤمن خان به شاهان نوشتن چنين نامه‌ها * سراسر بود عيب فرزانه‌ها مگر قول استاد نشنيده‌اى * چنين نامه‌اى را پسنديده‌اى بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى برد اگر پادشاهى ادب پيشه كن * وگر از سپاهى حرب پيشه كن بود نزد شاهان عاليمقام * نوشتن چنين نامه عيب تمام تمور خان كه بود از شهان بزرگ * به دو بود فخر سلاطين ترك قضا را گذارش به شاه نجف * فتاد و ازو يافت چندان شعف به سادات جدّم اميركبير * علىّ ولىّ خسرو شيرگير نمود آنقدر عزّت و احترام * كزو يافت كار جهان انتظام به مشهد دگر شاهرخ پادشاه * بنا كرد خود مسجد و خانقاه به تكريم و تعظيم هشتم امام * علىّ بن موسى عليه السّلام

--> ( 1 ) . متن اين نامه در كتاب « زندگانى شاه عباس اول » مجلد چهارم ، تأليف نصر اللّه فلسفى از ص 129 به بعد آمده است . اختلاف بين دو متن زياد است اما نه به آن اندازه كه مقصود را دگرگون كند . آنچه قابل ذكر است اين است كه نام حامل نامه به جاى نور على بيگ - يار على بيگ آمده است .